سيد محمد كمره اى

219

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

عباسقلى خان ، عز الملك ، رياضى ، اورنگ و حاج ابو الفتح خان بودند . صحبت از نبودن برنج و نان در بازار و مردن مردم و اين‌كه يك گوشت قدرى فراوان بود ، آن هم از قدغن حكومت كه ارزان بفروشند چاركى سه هزار بوده الى دو عباسى كم . ديگر گوشت هم مثل گوشت شغال مرده شده . بعد خود ارباب و ذكاء و دبير الملك آمدند . ارباب اظهار داشت كه مشار الملك و مشاور الممالك استعفاء نموده امروز [ به ] دربار نيامدند . ذكاء گفت صمصام هم رفت استعفا بدهد بعد از آمدن وزير مختار آمريك نزد هيئت وزراء و به صمصام گفته بود كه چه فكرى براى اين مردم در باب آذوقه كرديد ، مردن بيشتر از اين نمىشود . صمصام گفته بود كه كميسيونى گفته‌ايم تهيه شود و امر آذوقه را اداره كند . سفير گفته بود كه امر ارزاق به كميسيون اداره نمىشود ، بايد يك نفر وزير ارزاق معين نمائيد . صمصام گفته بود كميسيون يك نفر از بين خود انتخاب مىكند . دو هفته قبل هم سفير اظهار كرده بود كه سى هزار نفر [ از ] فقراء [ را ] ما تا سر خرمن تكفل نموديم . براى سر خرمن يك كارى براى آن‌ها فكر كنيد كه از بىمعاشى تلف نشوند . بعد ارباب اظهار كرد كه تمام صدمات وارده بر مردم از طرف اولياء امور و ادارات دولتى مىباشد كه همه قسم چپاول و هرج‌ومرج را فراهم مىكنند . شيخ حسن خان ماهى پانصد تومان به جهت خودش و هشتصد تومان براى اداره‌اش از دولت مىگيرد ؛ اين كار را مصدق السلطنه براى او كرده . من اول سال به هزار زحمت به امر مستوفى الممالك چهل پنجاه خروار خورده خورده سيب‌زمينى از هشت تومان الى بيست و پنج تومان خريده انبار كردم و از اين جهت نگذاشتم سيب‌زمينى ترقى نمايد ( كه به قيمت پست مىفروختند ) يعنى مقدارى به امريكايىها داديم و آن‌ها از قرار چهارده تومان مىفروختند . قريب صد خروار ذرت از نطنز خريدم و آوردم ، هرچه به دولت مىنويسم كه موقع كاشت او مىگذرد محل اعتناء نيست . ارزن در هيجده تومان خريدم مانده ابدا ماليه به فكر اين‌ها نيست . خيانت اقتدار ( از زبان ارباب كيخسرو ) اقتدار الدوله مأمور صالح دولت ، محمد آقا نامى را به ماهى بيست و پنج تومان اجير براى كار دولت مىكند . دو فقره كه كشف شده مبلغ نود و هشت خروار